بدون تو کجا برم کنار کی بشینم
تو چشمای کی خیره شم خودم رو توش ببینم
تو که نیستی به کی بگم چشاشو روم نبنده
به کی بگم نازم کنه که بهم نخنده
بدونه تو با کی حرف بزنم دردت به جونم
تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم
به جون چشمات از تموم این زندگی سیرم
تو که نیستی همش آرزو می کنم بمیرم
آرزو می کنم که بمیرم ...

آفتاب مگه امروز از کدوم ور سر زده
که یارم راهشو گم کرده و سری به ما زده
قرعه شانس انگاری به نمره من افتاده
بعده چندی گذرش به کوچه ما افتاده
به خدا به خدا تو خوشگلا تک تکه
نه فقط که خوشگله نازه یه پارچه نمکه

از دوری یار جون به لب ما اومدش
تا که آخر زدو امروز به دیدن ما اومدش
حالا که برگشته یک لحظه از اون دور نمیشم
من نمیزارم بره دیگه هرگز از پیشم
اگه یه روز بری سفر ... بری زپیشم بی خبر
اسیر رویاها می شم ... دوباره باز تنهامی شم
به شب می گم پیشم بمونه ... به باد می گم تا صبح بخونه
بخونه از دیار یاری ... چرا می ری تنهام می ذاری
اگه فراموشم کنی ... ترک آغوشم کنی
پرنده دریا می شم ... تو چنگ موج رها می شم
به دل می گم خواموش بمونه ... میرم که هر کسی بدونه
می رم به سوی اون دیاری ... که توش من رو تنها نذاری

فرامرز اصلانی
برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
عشق من ناز نکن، عمر ما پایون می گیره
یه روزی دست زمونه تو رو از من می گیره
وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه
تو رو دیدن، تو رو خواستن رو کی از من می گیره
عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره
همه ناله های من از اون نگاه دوریه
تو رو دیدن تو رو خواستن، تو رو هرجا می بینم
بی تو و عشق تو من همیشه تنها می مونم

برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب



